مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
759
طب اكبرى ( فارسى )
تكميد نمودن و محجمهء نارى « 1 » نهادن و بوره و پودينه و سداب به سركه و عسل ضماد ساختن و سبوس در سركه جوشانيده بر سپرز نهادن بعد از آنكه روغن گل ماليده باشند سپرز را ، نيكوترين تدبير است . و كذلك روغن شبت يا بابونه ماليدن و نمد گرم كرده يا به طبيخ سداب و سركه تر كرده به روز بستن و اشق به سركه حل كرده طلا ساختن . اين سفوف ، مفيد است در آنجا كه حرارت نبود : تخم گندنا و زيرهء مدبّر به سركه و تخم كتان و مصطكى و هليله ، از هريك سه درم ؛ راوند ، دو درم ، كوفته و بيخته از دو درم تا دو مثقال بدهند با سكنجبين . [ 1071 ] قسم [ هفتم ] : اندر حجارة الطحال « 2 » وى آن است كه ريگ اغبر و سياه متصغر الاجزا در سپرز تولد شود . و اين مرض ، نادر الوقوع است . و علامت او برآمدن ريگ است در بول يا در خون بواسير يا در خون فصد و درد و خلش اندر سپرز پيدا بودن و ديگر اعضاى آلات بول چون گرده و مثانه و اعضايى كه در وى حصاة تولد مىكند چون جگر و مانند آن همه صحيح و سالم نمودن . علاج : جهت تنقيهء ريگ ، از تخمهاى منقّيه مدرّه چون تخم كاسنى و تخم كشوث و باديان و كاكنج و كرفس و هليون ، شيره كشند و بنوشند . و انجير در سركه پرورده بخورند
--> ( 1 ) . وضع محجمهء نارى : بگيرند قدحى صالح العظم [ يعنى متناسب در بزرگى و يا يعنى بدون شكستگى ] كه بر شكل انبيق بود و نولدار [ يعنى گردندار ] باشد و بر سر نول ، سوراخى خرد كنند و پنبه كه به كمان ندافى زده باشند به سوى نول بنهند افروخته و همچنان آن قدح را بر عضو مقصود گذارند چنانچه متعارف است و حوالى لب قدح به خمير درگيرند و سوراخ نول را به پنبه يا چيزى ديگر بند سازند تا از هيچ راه هوا داخل شود و قدح عضو را فراهم گيرد و اين را تا زمانى شايسته بدارند . و چون خواهند جدا كنند ، سوراخ نول بگشايند تا هوا داخل شود و قدح سست گشته و ساقط گردد . و آنجا كه اين آلت موجود نبود ، بيارند قدحى عريض كه لبهاى او باريك و همواره باشد و از آرد قرص سازند تنك [ يعنى ريز كه ] به مقدار دهن قدح زايد نبود و اين قرص را بر عضو گذارند [ و ] پنبهها جز آن به اين قرص نهند و بيفروزند و فى الفور آن قدح را بر اين قرص چسبانند و از دست غمز كنند تا بچسبد در عضو و پوست و گوشت در جوف قدح منجذب شود و تا دو ساعت بدارند اگر خوف سوختن پوست نبود و الّا زود جدا نمايند . و پس از جدا كردن ، موضع را به دست بمالند و بعد از زمانى باز به دستور مذكور استعمال نمايند . و اين عمل آخر ، در هندوستان ترويج تمام دارد ؛ خصوصا در زنان كه براى درد شكم و جز آن بسيار به كار مىبرند . ( 2 ) . معالجات واعظى : Stone in the spleen .